معرفی وبلاگ
-وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخشد. -هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن. دکتر شریعتی
صفحه ها
دسته
پیوندها
Mahdi_witsful

لینک های مورد علاقه
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 124311
تعداد نوشته ها : 215
تعداد نظرات : 279
Rss
طراح قالب
GraphistThem226

باران دریچه ای است و فریاد

  

چه گویمت به صداقت ، به مهر

  

که تکه های ابر قایقی است برای نجات

  

و زیرکی نگاه محتاطانه ایست به هر چه هست

  

از خود هیچ پرسیده ای ؟!

  

از خود هیچ پرسیده ای؟

   

و با خود آیا اندیشیده ای ؟

    

دوستی را هیچ تفسیر کرده ای به یقین؟

    

و نسیمی را ، هیچ آیا تفکر کرده ای به شک؟

    

یا روزی ، لحظه ای خود باوریت را شمرده ای به تفنن؟

    علیرضا فراجردی ثانی(از کتاب تنها ترین ققنوس)
دسته ها : شعر - عشق
سه شنبه 1388/10/29 16:52
X